دیروز یکی بهم گفت احساس میکنم سی چهل سالت باشه.من کی وقت کردم انقدر پیر بشم باو.
برچسب: سال؟,
نویسنده: یونا اسدیان
music:aint nobody_clare maguire
اگه شد زیر همین پست یه کامنت بزار
برچسب: پخول,
نویسنده: یونا اسدیان
اندر احولات ما...
طبقه بالا داشتم اهنگ گوش میکردم یه دفعه گوشیم زنگ خورد.دیدم مامانمه.جواب دادم.برگشته میگه اون آهنگ رو عوض کن کج سلیقه.حالا کاری نداریم که ما رو کج سلیقه خطاب میکنه.مشکل اینه که هر دفعه بر میگرده میگه تو به کی رفتی انقدر تنبلی.(کلا 10 مترم فاصله نداشتیم)
آقا ما که میشینیم پشت فرمون اصن فضا روحانی میشه.مامانم آیت الکرسی میخونه.خواهرم میگه یا خداااااااااااااااااا.بابام که هیچی دیگه.ولی من خوب رانندگی میکنم انصافا.اینا بیخودی میترسن.آخرم انقدر مامانم میترسه نمیزارن من کل مسیر رو رانندگی کنم. :)
ولی انصافا آدم پشت فرمون که میشینه قشنگ دو لول بی ادب تر میشه. :(
برچسب: فرمونم,
نویسنده: یونا اسدیان